ركسانا زن مه آلود اكنون در آیدا بدن می‌یابد و چهره‌ای واقعی به خود می‌گیرد :

 

بوسه‌های تو

 

گنجشكان پرگوی باغند

 

و پستانهایت كندوی كوهستان هاست (سرود برای سپاس و پرستش )

 

كیستی كه من این گونه به اعتماد

 

نام خود را

 

با تو می‌گویم

 

كلید خانه‌ام را

 

در دستت می‌گذارم

 

نان شادی‌هایم را

 

با تو قسمت می‌كنم

 

به كنارت می‌نشینم و بر زانوی تو

 

این چنین آرام

 

به خواب می‌روم (سرود آشنایی )